

DOUBLE BIND
هووووی! چه خبرته، مگه کوری؟! با تو اَم تنه میزنی یابو، کوری؟ معلومه خب منم تو این هوا اون عینکُ بزنم هیچی نمیبینم... میگم، آ ... آقا چیزه ببخشید شما نابینا هستید؟ شرمنده آقا، من منظورم، ... ما خودمون تو فامیل یه روشندل داریم خیلی هم محترم و باشخصیته؛ اصلاً این قشر کلی به گردن ما حق ...اصولا میدونید جامعه ما... چیزه میگم الان تشریف بیارین شرکت ما نزدیکه یه چایی در خدمت باشیم. با شما دارم حرف میزنما هیچی نمیگی. مگه لالی؟!
¤ از وقتی اینجا آمدم، هشت ها هفت شده، پنج ها قلب.
پرسیدند: چرا روی دست هایت راه می روی؟
گفتم : یک همان یک است.
جوابی ندادند.
مرا بردند توی یک اتاق که همه چیز وارونه بود.
ولی من از یک خیلی خوشم آمده.
¤ گاهی وقت ها فشارهای زندگی که بیشتر می شود،
فقط مال این است که دنده می خواهد عوض شود.
یاد این می افتم که وقتی بچه بودم و از معلممان پرسیدم:
- سـکـس یعنـی چـی؟
گفت:
- یک جور عشق!
خدایا همه دیوارها رو امتحان کردم، پس اون دیوار مخفیهات کجان؟ کلید زیر کدوم سنگه؟ چرا دیوار نمیره عقب، برم یه شربت سبز بخورم، جونم بالا بره؟
خدا جون، میخوام برم مرحله بعد. این مرحله خیلی تخـ.ـمیه. هی میسوزم از اولش میاد!
از بس رفتم دیگه حفظ شدم. تا اینجاشو چشم بسته میام. همه رو میکُشم! ولی همینکه اینجاش میرسم میمونم.
عجب بازی سختیه این زندگی. دیگه داره حالمو به هم میزنه.
لااقل موزیک بکگراندش رو عوض کن.
- ما دو تا مثل قصه هاییم. مثل شیرین و فرهاد. باورت میشه؟ من مثل فرهاد عاشق شدم. همۀ روحم فرهاده. دلم میخواد بلند فریاد بزنم: تو شیرین هستی! تو شیرینی! همۀ وجودت شیرینه! تو ...
آقا اینجا خانواده رفت و آمد میکنه!
والا قدیما آدما یهکم غیرت داشتن، حیا داشتن. هر مزهایرو هرجا نمیگفتن!
OUT OF ORDER
هروقت آدم نظراترو باز میذاره، مجبور میشهبعدش فتیله رو بکشه پایینتر!
یعنی حساب کار دستش میاد!
با همین چطوری و یهبیت شعر و گلوبلبل و اینا میشه سر و تهشو همآورد.
تازه از همین ها بیشترم خوششون میاد !
پست امروز:
بر و بچه های تیم ملی والیبال جوانان ایران، خـُدان!
ایول، دَمتون قیژ!
+ من رنگ قهوه ای ِسوخته و فصل پاییز رو دوست دارم؛ عزیزم تو کدوم فصل رو بیشتر از همه دوست داری؟
- فصل جدایی!
? H / W ...aste
دیدهاید وقتی سرعت ماشین از یک حدی که بیشتر میشود، جهت حرکت چرخهایش را برعکس میبینیم، آن هم به صورت آهسته؟
زندگی آدمها هم گاهی دقیقاً مثل همین چرخهاست.
در حالی که عمر زندگی با سرعت بیرحمانه ای در حال گذر است،
اما آنچه به چشم میخورد، حرکت رو به عقب ماست.
پسروی بر خلاف زمان.
آهسته و با تمأنینه !
Believe me or not, there is a hidden word within the statement “believe me ” which makes me vomit whenever I hear it from somebody saying, in most cases, with a false innocent pitiful face!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Log-Link: [تنهاترینمُرده] [قاصدک] [زندانیبهشت] [مُردهبازی] [CoNtRaDiCTion]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
HONEST HONEY
ببین تو باید منو به خاطر خودم بخوای. فکر کن من هفت تا دوست پسر هم داشتم که باهاشون هر کثافت کاریای که فکرشو بکنی هم کردم. اصلا ببین خونوادهم که بی اصل و نسبه، مال و منالی هم ندارم، قیافهم هم همینه که میبینی. مثل دخترای دیگه، دانشگاه و تحصیلات هم ندارم، به زور تجدید و کتکهای داداش معتادم دیپلم گرفتم. تو زندگی هم همیشه قول نمیدم کم توقع و خوشاخلاق باشم. ببین تو این چیزا رو بذار کنار. منو به خاطر خودم دوست داشتهباش! میفهمی؟ به خاطر خود ِخودم!!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Log-Link: [همسفرعشق] [9 توی تنهایی] [نامههاییازتیمارستان] [خط فاصله]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Log-Link:[صحرایرز] [برکرانهجهان] [تاآزادیپلیتکنیکیها] [شازدهکوچولو] [آهایفلک]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این مرغ عشقهای همسایهمان هم زندگی مرا به هم ریختهاند.
یا آنقدر دم ظهر و نصف شب سر و صدا میکنند که خواب از کلهام بپرد؛
یا آنقدر ساکت میشوند، که آدم کنجکاو شود اینها چه میکنند که اینطور خفهخون گرفتهاند!
فکر نمیکنم اگر دگمه mute هم داشتند اوضاع بهتر میشد.
چون دائم با خودم فکر میکردم،
الاناینها دارند سروصدا میکنند که صدایشان قطعشده یا خودشان ساکتند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Log-Link: [معجزاترنگینکمان] [کلبهابهام] [بهسادگی] [یکفنجانقهوه] [چرکنویس]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
NUMSKULL
آنقدر مشتاق آخر قصه بودی
که ندیدی در صفحه اول برایت چه نوشتهام.
کتابکه تمامشد، مثلهمه کتابهایقبلیات بیحوصله پرتشکردی یکگوشه.
و من صفحه اول را کندم، بچسبانم به اول کتاب دیگری که به تو نخواهم داد.
تو همیشه، منتظری ببینی آخر داستان چه میشود؛
عادتت دادهاند برای همۀ چیزهای زندگیات از اول یک آخر تصور کنی!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
Log-Link : [143/5 cm] [حسّیازدهم] [فریاد] [مثبتبینهایت] [شاپرک] [سانسآخر]
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
moon-mad
بعضی شبها یواشکی ماه را میآورم پیش خودم
و به جایش یک چیز سفید ِکج میچسبانم روی آسمان
که کسی به نبودنش شک نکند!
بعد آنقدر تطمیعش میکنم که سیر تا پیاز آنچه از بالا دیده تعریف کند!
راستی
ماه توی اتاق چقدر تاریک میشود.
¤
«یهکم که بیشاز حد محبت کنی بهجای قدرشناسی،فکر میکنند احمقی!»
آی حال میکنم، همه واسه اینجور نوشتهها کامنت میذارن:
- دقیقاً !
- انگار از زبون دل من میگی!
- زدی تو خال. واقعا همه شون اینطورین !
- آی گفتی !
نیست که منظور من آدمهای شاخ و دمدار و سه چشم هستند که تو این کره خاکی نه زندگی میکنن نه تو خیابون راه میرند نه جزو وبلاگ نویسان و کامنتگذاران هستند، اینه که همه با آدم همدردند !
عشقهای عمیق در همین دوستیهای بازو به بازوی پسرهای ابرو برداشته با دخترهای پرانحنا نهفته است. که یا مؤنث ماجرا آنقدر زرنگ است که تمام سواریهایش را یک شبه از پسر میتیغد،
یا مذکر داستان هفتخط است که توی کافی شاپهای کمنور، دائما یک لیسش به قاشق کافه گلاسه است و یک لیسش روی آرایش غلیظ معشوقش!
به نظرم مفاهیم و مصداق عشقهای واقعی و اساطیری همینهایند!
این اراجیف ِ من مجنون تواَم و سکوت فریاد و بیوفایی یار و خدایا دلم خستهاست و چقدر تنهایم و محبوبم چشمهایت زندگی من است و مزخرفات ۹۵٪ وبلاگهای این تیپی هم، ورژنهای مختلف همین عشقهای الهی و ماندگار است!
ماشا الله دلهای همه هم خسته است !
مسواکم بشکند اگر غیر این باشد!
¤ دلم می خواهد آن قدر قوی باشی،
که وقتی می گویم: دوستـت نـدارم،
یک سیلی محکم بزنی توی گوشم و بروی پی ِ کارت!
¤ - دخترک بازیگوش ِ صورتی با موهای بلندِ خیس ِ از باران،
- سایۀ پنهان درخت روی نیمکتِ خالی ِ نیمه شب ِ آن سوی رود،
این بود دو دنیایی که من دیدم.