کاسه صبرم لبریز شد،
روی دلم
پ.ن.: و دیگر بنبست است. افسوس که دل به دل راه ندارد.
یکشنبه 27 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.
- غلط نکنم خبریه.
: غلط میکنی!
دوشنبه 21 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.
چقدر دلم میخواهد از کسانی که کامنت «به من هم سر بزن» میگذارند بپرسم « ببخشید سرم را به کجایتان بزنم؟»
پ.ن.: اسلام دست و پا را بسته، سرش را که دیگر نبسته!
چهارشنبه 16 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.
GOOd choice For presidency
- میدونی فاصله فقیر با غنی چیه؟
: نه. چیه؟
- پول!
پ.ن.: عاشق آدمهای فکور هستم.
یکشنبه 13 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.
COlon + right PArenTHesis
یک خوب اتفاق؛
از این رو
با احترام یک شاخه گل مریم برای آبی نویس « ¤ » محترم.
به انضمام: کمی لبخند، چند آرزوی خوب، دعای خیر
شنبه 12 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.
- یه بوس می دی؟
: نه. دفعه پیش گاز گرفتی.
پ.ن.: اوووووه، حالا کی داده، کی گرفته ؟!
پنجشنبه 10 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.
گفتی ظهرهای گرم و کلافه کننده که از مدرسه به خانه برمیگردی دلت میخواهد خستگی و سر کلّه زدن با معلمها و درسهای مزخرف را از سر بیرون کنی، یک گچ دستت بگیری و ممتد بکشــــــــــــــــــــــــی روی دیوار.
روی آجرهایی، که هی دستت فرو میرود و بیرون میآید.
و آخر ِ کوچه، ته گچ دستت میماند.
دریغ
از قلب گچــی تو، ذرهای ماند،
وقتی دیوار دلم فرو ریخت.
چهارشنبه 2 مرداد1387
،
هیچ کس نوشته است.