
از وقتی فهمیدهام که اول صفحه آخر کتاب را میخوانی و دقیقه آخر فیلمها را میبینی و بعد سرحوصله و با خیال راحت میایی سروقت ابتدای قضیه و فاتحانه لم میدهی روی مبل که یعنی بعله ما آخرش را میدانیم،
تصمیم گرفتهام فردا بعد از لبخندهای زورکی و مزخرف عصرانه که فقط باعث خستگی عضلات صورتم شدهاند، فحش و لیچار بارت کنم و سکه یک پولت کنم که آخر ماجرا را خوب تجسم کنی، تا ببینم بازهم فاتحانه روی مبل لم میدهی یا نه.
بعدش دوباره باهم میرویم سروقت ابتدای قضیه و لاو ترکاندن و توی دهان هم فوت کردن و خندههای عصرانه.
قبول؟