تبليغاتX
خانه ای از شن و مه
 

اُه اُه
چه پدری از ما دربیاورند در ساعت هشت و هشت دقیقه و هشت ثانیه روز هشت ِ هشت ِ هشتاد و هشت با این SMS و پست‌های وبلاگی‌شان که «هیچ می‌دونستی اینجوریه و فلانجوره و هر سه هزار سال یک بار این اتفاق می‌افته و بنابراین هر آرزویی کنی برآورده می‌شه و اینو برای چهل و سه نفر که دوسشون داری بفرست!»
وای که عجب نکته بکری کشف کرده‌اند این ملت ِ علافِ سرگرم به همین چرندیات ِ چیپ.

 پنجشنبه 29 اسفند1387  ، هیچ کس نوشته است. 










 

From letters wIll never be REad: 01


چهارشنبه سوری،
از روی دل من بپر.

 یکشنبه 25 اسفند1387  ، هیچ کس نوشته است. 










 

kisS tAsTE


نه اینکه هوس باز باشم یا هرزه،
نه.
به آدم روبرویم برمی‌گردد. حتی به زیبایی و ظاهر و دلربایی هم ربطی ندارد.
بعضی ها را که می‌بینم، دیگر حواسم به حرف‌هایشان نیست. فقط دلم می‌خواهد بفهمم بوسه‌شان چه طعمی دارد.

 جمعه 16 اسفند1387  ، هیچ کس نوشته است. 



من، بی‌احساس، چوب، مترسک.
قبول.

تو که نزدیکم نمی‌شوی چه؟
کلاغ؟

 جمعه 9 اسفند1387  ، هیچ کس نوشته است.                                



لزگی
بی‌شرمانه‌ترین نوع رقص است.
هم این دارد و هم آن.

لز
گی

 پنجشنبه 8 اسفند1387  ، هیچ کس نوشته است.