تبليغاتX
خانه ای از شن و مه
 








 

from letters will nEVER be read: 03


سلام عزیزم
خواستم بگویم اصلا به درک. بهتر شد که رفتی. از وقتی رفته‌ای به کلی فراموشت کرده‌ام. زندگی‌ام بهتر شده. هیچ وقت یادت نمی‌افتم.
یادم نمی‌آید بوی موهایت را، انحنای آرام گردنت را، انگشتان لطیف و کشیده‌ات، بستن چشم‌هایت، جادوی لبخندهای اسرارآمیزت و صدای آهنگیت را.     حتی ذره‌ای هم یادم نمانده چطور در چشم‌های همدیگر خیره شدیم و سکوت کردیم و ناگفته‌هایمان را از سکوتِ هم خواندیم.

خیالم راحت است.
می‌دانم این‌ نوشته برای تو هم عجیب است. چیزی یادت نمانده.

 پنجشنبه 31 اردیبهشت1388  ، هیچ کس نوشته است. 










 
if any

باور کن من معنی نگاهت را نمی‌فهمم، چیزی دستگیرم نمی‌شود.
اگر حرفی هست رک و پوست کنده بهم بگو: دوستت دارم.

 جمعه 25 اردیبهشت1388  ، هیچ کس نوشته است. 










 
what a sweet silence


گفتی دیگر هیچ مگو، سکوت کن و لب بدوز.

باشد سکوت می‌کنم،
لب می‌دوزم،

به لب‌هایت.

 جمعه 25 اردیبهشت1388  ، هیچ کس نوشته است. 










 

from letters will NEver be reAD: 02


سلام نیمۀ گم شده‌ام.
گم شده‌ام.

 جمعه 4 اردیبهشت1388  ، هیچ کس نوشته است.                                










 
MOOn Light


ماه که همیشه پشت ابر نمی‌ماند.
گاهی هم پشت دست‌های تو می‌ماند.
وقتی گـر یـه می‌کنی.

 سه شنبه 1 اردیبهشت1388  ، هیچ کس نوشته است.