تبليغاتX
خانه ای از شن و مه
 


روز - داخلی - دفتر نشریه


> یک مقدار از سوابق کاری‌تون بفرمایید.

: من قبلا دو تا وبلاگ داشتم که یکی‌ش هک شد. الان هم تو « تنهاترین دلسوخته غمگین غربت غار دلتنگی دات بلاگفا دات کام » دارم می‌نویسم. برام زیاد کامنت می‌ذارن. بعضی وقتا بچه‌ها تو گوگل ریدر هم شـِـیر می‌کنن.

 

پی‌نوشت: فکر می‌کردم آبی‌نویس «¤» پسورد اینجا را فراموش کرده‌است!

 جمعه 30 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است. 




¤ این همه رنجیدن ندارد. چرا این‌قدر لگدمالت کردم؟
   تعجب می‌کنم تو چرا برایت سئوال شده.

تو که همیشه می‌دیدی تا ته سیگارم را زیرپا له نمی‌کردم، لذت سیگار به دلم نمی‌نشست. 

 پنجشنبه 29 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است. 



روز - خارجی - پشت چراغ قرمز

زن و شوهر در ماشین طوسی رنگِ کناری، ساکت نشسته‌اند. نگاهشان می‌کنم، می‌شناسمش ...
توی دلم: «آخه گوساله، نه واقعاً می‌خوام بدونم این عنتر چی‌ش از من سَرتر بود؟»

 

....
چراغ سبز می‌شود.

 دوشنبه 26 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است. 



راستی، تو هم دیده‌ای؟ همۀ آشوبگران یک به یک اعتراف کردند.
وقتش نیست؟
تو که یک عمر دلم را آشوب کرده‌ای،
نمی‌خواهی اعتراف کنی؟

 سه شنبه 13 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است.                                










 
MOOn Light


کارَت نباشد،
تو فقط اینجا باش
من ماه را هم خاموش می‌کنم.

 چهارشنبه 7 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است. 



لعنت به این فیلی که بدموقع یاد هندوستان می‌کند.
وقت پیدا کرده‌ای فیل جان؟

باید این فیل وقت‌نشناس ِ نسناس را یک بار بدهم با هواپیما بفرستند هندوستان تا دیگر از این خودشیرینی‌ها برایم درنیاورد.

 شنبه 3 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است. 



چه حالی می‌دهد سرم را از پنجره ماشین بیرون بیاورم تا هوای داغ تابستان بخورد به صورتم و بپیچد توی تن و بدنم و تمام سلول‌هایم از این لذت مست‌کننده مدهوش شوند.

 جمعه 2 مرداد1388  ، هیچ کس نوشته است.