
from letters will nEVER be read: 03
سلام عزیزم
خواستم بگویم اصلا به درک. بهتر شد که رفتی. از وقتی رفتهای به کلی فراموشت کردهام. زندگیام بهتر شده. هیچ وقت یادت نمیافتم.
یادم نمیآید بوی موهایت را، انحنای آرام گردنت را، انگشتان لطیف و کشیدهات، بستن چشمهایت، جادوی لبخندهای اسرارآمیزت و صدای آهنگیت را. حتی ذرهای هم یادم نمانده چطور در چشمهای همدیگر خیره شدیم و سکوت کردیم و ناگفتههایمان را از سکوتِ هم خواندیم.
خیالم راحت است.
میدانم این نوشته برای تو هم عجیب است. چیزی یادت نمانده.