

خیلی دوست دارم، بیست سال بعد، تو یکی از مأموریتهای کاری خارجیم تو یه جلسه رسمی ده-دوازده نفره، وقتی دارن تو معارفۀ اولیه یکیو به عنوان مشاور یه شرکت خارجی اسم و رسم دار معرفی میکنن، یهو چش تو چش هم بیفتیم!
دلم میخواد، مثل فیلمها همه مشغول حرف زدن باشن و تمام مدت من و تو هیچی نشنویم،
و به هم نگاه کنیم که چقـــــــــــــــــدر
بزرگ شدیم !
بعدش تموم شب رو تنهایی کنار « رودخانه یارا *»، به دیدن رقص نور و قایقهای تفریحی آدما بگذرونم.
آدمایی که به زبون خودشون صحبت میکنند، قهقهه میزنند و عربده میکشند.
دنیا خیلی کوچیکه.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* رودخانهای زیبا در ملبورن