تبليغاتX
خانه ای از شن و مه -

 








 
UN  FORGIVABLE 


تن خسته‌ام را مخراش.
سالهاست تن به ستر لباس داده‌ام،
تا زخم‌های کهنه التیام یابند.

شمع خاموش کن و بیا کنارم بایست تا خود صبح
از این پنجره به دریای سیاه شب خیره شویم.
من چشمهایم را می‌بندم تا صدای امواج را گوش کنم.

چقدر دلم می‌خواست سری به روی شانه‌‌ام می‌بود.
در دیوارهای سردی از سنگ.
در سکوت ِکلام.

در خانه ای از شن و مه ...

 جمعه 1 تیر1386  ، هیچ کس نوشته است.